حکایت زاهد و کنیزک
حکایت زاهد و کنیزک مولانا زاهدی را یک زنی بد بس غیور هم بد او را یک کنیزک همچو حور زان ز غیرت پاس شوهر داشتی با کنیزک خلوتش نگذاشتی مدتی زن شد مراقب هر دو را تاکشان فرصت نیفتد در خلا تا در آمد حکم و تقدیر اله عقل حارس خیرهسر گشت و تباه حکم و تقدیرش چو آید […]
تصویر زن
تصویر زن تصویر زن شعری از ایرج میرزا در سردر کاروانسرايي تصوير زني به گچ کشيدند ارباب عمایم اين خبر را از مخبر صادقي شنيدند گفتند که وا شريعتا خلق روي زن بي نقاب ديدند آسيمه سر از درون مسجد تا سردر آن سرا دويدند ايمان و امان به سرعت برق مي رفت که مؤمنين رسيدند اين آب آورد آن […]
کنیزک و کدو
کنیزک و کدو یک کنیزک یک خری بر خود فکند از وفور شهوت و فرط گزند آن خر نر را بگان خو کرده بود خر جماع آدمی پی برده بود یک کدویی بود حیلتسازه را در نرش کردی پی اندازه را در ذکر کردی کدو را آن عجوز تا رود نیم ذکر وقت سپوز گر همه کیر خر اندر وی […]
خیانت زن در پیش روی شوهر حکایتی از مثنوی
خیانت زن در پیش روی شوهر آن زنی میخواست تا با مول خود بر زند در پیش شوی گول خود پس به شوهر گفت زن کای نیکبخت من برآیم میوه چیدن بر درخت چون برآمد بر درخت آن زن گریست چون ز بالا سوی شوهر بنگریست گفت شوهر را کای مابون رد کیست آن لوطی که بر تو میفتد […]
سیمین دانشور
متنی قابل تامل از سیمین دانشور ..باید باکره باشى، باید پاک باشى! براى آسایش خاطر مردانى که پیش از تو پرده ها دریده اند ! … چرایش را نمیدانى فقط میدانى قانون است، سنت است ، دین است قانون و سنت را میدانى مردان ساخته اند اما در خلوت مى اندیشى به مرد بودن خدا و گاهى فکر میکنى شاید […]
وصیت کردن پدر دختر را کی خود را نگهدار..
وصیت کردن پدر دختر را کی خود را نگهدار تا حامله نشوی از شوهرت خواجهای بودست او را دختری زهرهخدی مهرخی سیمینبری گشت بالغ داد دختر را به شو شو نبود اندر کفائت کفو او خربزه چون در رسد شد آبناک گر بنشکافی تلف گردد هلاک چون ضرورت بود دختر را بداد او بناکفوی ز تخویف فساد گفت دختر را […]
ادبیات جنسی – ایرج میرزا- شعر چادر
بیا گویم برایت داستانی كه تا تأثیر چادر را بدانی در ایامی كه صاف و ساده بودم دم كریاسِ در استاده بودم زنی بگذشت از آنجا با خش و فش مرا عرق النسا آمد به جنبش ز زیر پیچه دیدم غبغبش را كمی از چانه قدری از لبش را چنان كز گوشه ابر سیه فام كند یك قطعه از مّه […]
ادبیات جنسی – مولوی – شعر توبه نصوح
بود مردی پیش ازین نامش نصوح بد ز دلاکی زن او را فتوح بود روی او چو رخسار زنان مردی خود را همیکرد او نهان او به حمام زنان دلاک بود در دغا و حیله بس چالاک بود سالها میکرد دلاکی و کس بو نبرد از حال و سر آن هوس زانک آواز و رخش زنوار بود لیک شهوت کامل […]
ادبیات جنسی – مولوی – شعر خلیفه مصر و کنیزک
مر خلیفهٔ مصر را غماز گفت که شه موصل به حوری گشت جفت یک کنیزک دارد او اندر کنار که به عالم نیست مانندش نگار در بیان ناید که حسنش بیحدست نقش او اینست که اندر کاغذست نقش در کاغذ چو دید آن کیقباد خیره گشت و جام از دستش فتاد پهلوانی را فرستاد آن زمان سوی موصل با سپاه […]